الشيخ محمد علي الگرامي القمي
51
حاكميت و قانون اساسى در اسلام (فارسى)
جمهورى ما كه « خلافت » ناميده مىشود ملت تنها يك نيابتى از حكومت واقعى دارند نه خود حاكميت را همانطور كه در جمهورى امروز تشكيل حكومت براى تدبير شؤون ايالات بوده ولدى الاقتضاء با آراء عمومى تغيير پيدا مىكند ، در جمهورى ما نيز سقوط و يا روى كار آمدن حكومت بستگى به آراء عمومى دارد ليكن تفاوت اينجا است كه جمهورى آنان آزاد و مطلق العنان است ولى جمهورى ما مقيد به حدود قانون الهى است . 2 - حدود وظايف دولت اين ماده خود به خود با شرحى كه درباره كلمهى خلافت داديم روشن مىشود : وقتى بنا شد دولت نيابت و خلافتى از طرف خداوند باشد و تسليم حاكميت قانونى و واقعى او گردد ناچار صلاحيتهاى او محدود به حدود الهى بوده و جز در چهار چوب اين حدود نمىتواند فعاليتى انجام دهد و نبايد از اين حد خارج شود . علاوه بر وضوح اين مطلب از ماده و حاكميت واقعى خداوند ، قرآن هم به طور روشن بيان فرموده است . ملاحظه فرماييد در آيات زيادى وقتى دستورى از امر و يا نهى مىدهد دنبالش مىفرمايد : « آنها حدود خداست پس نزديكش نشويد » « 1 » و دستى در آن نبريد و در اين باره يك قاعده كلى هم دست مىدهد : « اى مؤمنين ، خدا را اطاعت كرده و از پيامبر صلى الله عليه و آله و دارندگان امور خود پيروى كنيد وا گر در چيزى نزاعتان شد ، اگر به خداو روز قيامت اعتقاد داريد آن
--> ( 1 ) - تلك حدود اللّه فلا تقربوها